داشتم فکر میکردم که چقدر تا به حال بشر سعی کرده بااستفاده از این دیجیتال لعنتی به رفاه و آرامش برسه؟؟؟؟
واقعا هیچی...
یادش به خیر اون قدیما...
فروشنده ها با ترازوهای ٢ کفه ای جنساشونو می کشیدن و برای برکتش یه کم بیشتر تو کفه مشتری میریختن.
ولی امروز ...
حتی برنجم میخوای بخری تا گرم آخرشو تو ترازوی دیجیتال میکشه که مبادا بشه ١٠٠١ گرم.
دقیق ١٠٠٠ گرم.
واقعا ما که اینقدر تو حساب مردم دقیق شدیم در انتظار چه دقتی از سمت چه کسی هستیم؟؟؟؟؟؟
ولش کن اصلا
این شعرمو بخون.
اسمش " فغان" هست :
چه سخت است از تو و یادت گذشتن ز اسمت بر سر عادت گذشتن
چه سخت از هجر تو آسان گذشتن به یادت از پی باران گذشتن
چه زجرآور بود راهی که بی توست کشیدن از نهان آهی که بی توست
چه دور است از من آن ماه شب افروز چه تاریک است بی تو صبح هر روز
چه تنگ است این دلم از دوری تو سرشتم این گــلــــــــــــــــم از دوری تو
چه رنج آور که بی تو خواب باشم اسیر لــــــــــــــــــحظه های ناب باشم
چه سخت است بی تو از نام تو گفتن به ســـــکــــنی صحبت از گام تو گفتن
چه خوش آن دم که با تو خو بگیرم دوباره از دمـــــــت نیــــرو بـــگیـــــرم
چه شیرین بودن اندر وادی تو چه خوش باشد غمــــــــی کز دوری تو
چه شیرین گریه های هر شب من چه رنگــــــــــــــین سفره های ماتم من
چه شیرین آتشی کز عشق برخاست چه زیبا مهوشی کز عشق برخـــاست
نمی دانی دل من از تو خون است که این از شعر جانسوزم نــــمون است
نمی دانی دگر طاقت ندارم تـــــــــــــــــــــوان دیدن ساعـــت ندارم
نمی دانی! مگر این دل ز سنگ است اگر این رسم باشد حق به ننگ است؟
نمی دانی صدایم پر ز درد است هوای خانه هر شب بی تو سرد است
بدان من نعره ام اما خموشم به دل صد خان و آن خانه به دوشـــم
بدان من در فراز عشق هستم عرفت ربی و از جان گـــــــــــسستم
(لیمو ترش)
نظرات () سلام بر همه دوستان عزیزم.
دیگه گفتم هجران تا کی ...
تا کی طرفداران ادبیات رو بی نصیب بذارم .... !!!!!!
این شعرم تقدیم میکنم به تمامیه عشاق ... البته چند وقتی از گفتنش میگذره...
شعار عشقبازان چیست خوبان را دعا کردن
قفا خوردن ، پی افشردن ،جفا بردن، وفا کردن
کمال کامرانی در محبت چیست می دانی؟
بتی را پادشاهی دادن و خود را گـــدا کــــــردن
بچشم پاک بنگر مجمع پاکیزه رویان را
که در کیش نظر بازان ، خطا باشد ، خطا کردن
حضورت گر نبودست آن خم ابروی محرابی
نماز کرده ات را راستی باید قضا کردن
قیامت قامتی با صد هزاران ناز میگوید
که میباید قیامت را از این قامت بنا کردن
دلا باید گرفتن دامن بالا بلندی را
تن آسوده را چندی گرفتار بلا کردن
مبارک طلعتی تا میرسد از دور میگویم
که صبح عید نوروز است میباید صفا کردن
ز دیوان قضا تا چند خواهد شد نصیب من
ز کوی دوست رفتن چشم حسرت بر قفا کردن
وجودم در حقیقت زنده و جاوید خواهد شد
که باید روی جانان دیدن و جان را فدا کردن
محبت ، صادق از جانان بجز جانان نمیخواهد
که حیف است از خدا چیزی تمنا جز خدا کردن
چنان با تار زلفت بسته دل پیوند الفت را
که نتوان یک سر مویش زیکدیگر جدا کردن
(لیمو ترش)
نظرات () شاید بعضیا بگن تنبلی، بعضی تقدیر، ولی من میگم ...
او مدن دوبارمو میگم
تویی بهانه آن ابرها که می گریند
بیا که صاف شود این هوای بارانی
نظرات () سلام بر همگی دوستان و عشاق
بعد از یه غیبت صغرا خوشبختانه خدا توفیق داد برگردم
ممنون از محبتهای همه دوستان
هزاران ســـال با فطرت نشستم به او پیوستم و از خود گسستم
خلاصه سرگذشتم این سه حرف است تراشیدم، پرستیدم، شکستم
(اقبال لاهوری)
منتظر الطاف همه دوستان هستم
یا علی مدد
در پناه حق
نظرات ()
نظرات () يا رب از عرفان مرا پيمانه ای سرشار ده.....
سلام بر عشق......
سلام بر نفير عشق که همچنان زوزه می کشد......
سلام بر همه دوستان
اين شعر رو چند وقت پيش گفتم
گرچه چندان قوی نيست ولی خوندنش خالی از لطف نيست....
يارب چه شد كه رشته الفت ز هم گسست
آن چيني خـوش خط يـارم سرم شكست
گفتـم مگر چـه خطايي از من به تو رسيد
كــان جامـة اهدائيت ديشب بـرم گسست
گفتم كـه ز ترك مـن تـو را عاق مي رسد
گفتي چه بـاك عـزيزم، اين به ناز شصت
گفتم سرم وفاي تو اين رسم و راه نيست
گفتي به خنده: اي صنم آن بر دلم نشست
گفتـم كـه زندگانـي من بي تو چون شود
گفتي خـداست را تـو، عشق تـو را بست
چون هق هقم به آسمان رفت و خداي ديد
گفتا كه نيست اشك تو باران من كه هست
اشكـم بشست وز اشـكم آسمـان گريست
گفتـا فقط گـريستـن بـر مـا ميسـر است
گـفتـم خــدا : مـگـر ايـن بـنـدة حــقيـر
بـر آتـشـت ز آسـمان آشـنا تــر اسـت؟
گفتي خموش باش و جد اين خودت ببين
كان آتشي كه معصيت افروخت بدتر است
آري خــداي نــخواهـد در تــب مــدام
يك تن به غم بسوزد و آن يك شود به كام
عشقي كـه در پس آن رنـج و غـم نبود
از ديـده هيچ عزيزم، از دل شـود تمــام
نظرات () سلام دوستان
چشم ما هم روشن شد
عجب صبری خدا داره
ای داد بيداد......................
اين هم اول تقديم به بهترينم بعد هم همه دوستان و عاشقان:
اين هم آپديت(به روز رساني
)
ممنون از ترنم ياس خانم كه اينقدر ما رو تحويل ميگيرن
نظرات () سلام
باز هم اومدم با يک شعر ديگه
اين هم از سری شعرهای خودمه اميدوارم خوشتون بياد اگر هم نيومد .......ولش کن
در ضمن قابل توجه بعضيها
من کاری ندارم که کی چيکار ميکنه ولی اگه کسی درس بخونه و سر کلاسهاش حاضر بشه شاهکار نکرده وظيفه اش رو انجام داده
اين هفته هفته سختی بود
۳ تا امتحان ميانترم داشتم
همش هم خفن بودن(يعنی خفه ات می کردن و کفنت می کردن)
خوب شکر خدا تموم شد
اين شعر هم تقديم به همه عشاق
از خدای بزرگ می خوام که هر عا شق خسته دلی رو به عشقش برسونه:
در نـفيـر عشـق نـاليـدم بگـو سـودم چـه شد
بر در آن خاك سر بر سجده ساييدم بگو سودم چه شد
بعد ازآن نـامهربانيهاي يـاران بـا من عزلت نشين
بـا تو و يـادت هـزاران بـار نـاليدم بگو سودم چه شد
از زمـانـه خستـه و از مـردمـان دل نـاخوشـم
اي عزيزم مـن كه صدها بـار باريدم بگو سودم چه شد
در دلـم سـوز عجيبي و صدايـم پـر غـم است
من كه هر دم با خودم از عشق باليدم بگو سودم چه شد
بـار الهـي خود بگـو سودم از اين دنيا چه بود
هر چه من جانم به صد گوهر بماليدم بگو سودم چه شد
نـازنينـم رفتنت بـر جـان مــن آتـش گشـود
آسمـان بـاريـد و ليكـن مـن نباريـدم، بگو سودم چه شد
در ضمن مشتاق ديدار ترنم ياس هم هستيم
حق پشت و پناهتون
ليمو ترش
نظرات ()
نظرات () خوب ببخشيد که هفته پيش نتونستم بلاگمو به روز کنم
اينو بخونيد که وقتی اينو می گفتم دا شتم آتيش می گرفتم....
آه اي خــداي منـان جـانـم ز تـن درآمـد پس كي توانمش ديد عمرم ز لب سرآمددر بـارگـاه هـستـي مـن اينچنين نـديدم يـار تـو در كنـارت كـاري ز تـو نيايـدمن عشق خواهم و مهر از اين دو روز دنيادر ايـن دو روز مـانده آن هم مگر برآيد درمـانده و ذلـيلـم از آن قـدر كـه گويـي از بـس گنـاهكارم يارب نمانده رويي اي مـه ز ابـر بـاز آي تا روي تـو ببينـم از گوشه اي برون آي اي يار دلنشينم در هجـر تـو بـه هـر دم ايـام مي شمارم ترسم به رشك رويت جان را به لب بيارم شايد ز نـيـت خــود نــذرم ادا بيــابم
متشکرمدر ضمن بعضی از دوستان گفته بودند که اسم بلاگت با مضمونش نمی خونهحالا قصه ليمو ترشو ميگم تا متوجه بشيد ليمو ترش اولش يه ليمو شيرين بود شيرين و خوشمزه....تا اينکه از بس زجر کشيد و ناکام شد يواش يواش مزه اش عوض شد کم کم شد ليمو ترش البته بگم: هنوز هم يه قسمتی از ليمو ترش شيرينه...حتما ميدونيد کجاش.....
حالا فهميديد چرا ليمو ترشم ....از شعرهاي ترشم هم ميشد فهميد....موفق باشيداميدوارم خواهر کوچيکه هم جوابشو گرفته باشهدر پناه حق
نظرات () سلام دوستان
اين هفته هم می خواستم يکی ديگه از شعرامو بنويسم ولی.....نتونستم
انشا الله هفته بعد.
يا حق
التماس دعا در شبهای قدر
نظرات () سلام دوستان 
ببخشيد اين مدت خيلی سرم شلوغ بود ولی با اين وجود تصميم گرفتم دوباره بنويسم
از ترانه(خواهر کوچيکه) و نجمه به خا طر لطفی که به من داشتند تشکر ميکنم
راستی اينقدر شيطنت نکنيد نوبت من هم می رسه.......

اين هم يه شعر ديگه که برای عشقم گفتم تقديم به همه دوستان وعاشقان:
دو چشـم اشكبـارم خـون بـبـاريـد چـرا كـه جز خـدا همـدم نـداريـداز اين پس گريه ام درياي خون است تمـام وسعتم دسـت جنـون است دلـم مي خـواهد از تـن جـان درآرم ز جــان خـستـه ام ايمـان درآرمز بغضم حنجره در حـال درد اسـت به صد جامه هنوزم باد سرديست هـوا پـر كـينـه و دل داغـدارسـت خـدايــا روزگـارم روز زارسـت صـداي آهـم از فرط جنـون بـيش دل پـر خون مـن از زخم او ريش
طـنيـن غـم در اعـمـاق وجــودم تـمام هـستي ام عـشقم سـرودم
بـدون او زمـانه پوچ و خـام است اگر صدبار گويي جان به كام است
خـدايـا تـو بـه حق جـان عيسـي بـه حـق آن دم جـادوي مـوسـي
بـه قـرآن مـحـمـد مـوجـز نـوح بـه حـق نـام زهـرا هستي روح
دلـم را در پـناهـت شـاد گـردان ز نـفــريــن ددان آزاد گــردان
ره دريــاي بـغضـم بـازگـردان دوباره سرخوشي را ساز گردان
در آن هنگام گر وصلم شود پيش سرم تا اوج آيـد ليك هـم بـيش
در آن دم من بـه سوي تـو روانم دهم مـن هر چه دارم نيز جانم
چـرا كز عشـق دنيا عايـدم شـد هر آنچه از عشق خواهم فايدم شد
در آن هنگام با آرامش جان تو روح از جسم و جانم بازگردان
متشکرم
ليمو ترش
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()